وقتي عاشق ميشيم تلاش ميكنيم چارديواري آدما رو بشكنيم بريم تو. يادمون ميره، چيزي كه عاشقش شديم همون چهارتا ديوار بوده، نه آدم توش
تا تو تنهایی من باور کنی بر مزارم لاله ها روئیده است برگهای خشک و زرد عاطفه گور سنگی مرا بوسیده است
به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
با تو زندانم ! با تو آزادم ! با تو قفسم ! با تو انبوهي از تضادم ! سرخ و سبز ، صورتي و آبي ... زمزمه مي كنم هر لحظه هرز ، ترا ... بيهوده از بهشت سخن مي رانيم ... تنها يك روز پريدن به آنطرف ديوار بهشت موعود است ... پرواز كن قناري و نترس ... آسمان براي تو بي انتهاست
چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره
عشق يعني با تو خواندن از جنون ، عشق يعني سوختنها از درون عشق يعني سوختن تا ساختن ، عشق يعني عقل و دين را باختن عشق يعني دل تراشيدن ز گل ، عشق يعني گم شدن در باغ دل عشق يعني تو ملامت کن مرا، عشق يعني مي ستايم من تو را
بعلت آمار بالاي دختران دم بخت ، گره زدن سبزه تا 30 فروردين تمديد شد
بابا نوئل بهم گفت بين گل و گلدون يکيو انتخاب کنم...منم گلدون رو گرفتم تا تورو توش بذارم.... . . . . . . . . آخه تو بهترين کود دامي دنيايي
شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ است
در راستای وروده بانوان به استادیوم ها شعارها اصلاح می شود: شیر سماور . اگزوزه خاور. ا وا دیدی خواهر رفت کجای داور؟
خداوند آسمان را آفريد و گفت چه زيباست مرد را آفريد و گفت چه زيباست....و زن را آفريد و گفت.............اشكال نداره آرايش ميكنه
دو تا جوجه از بچگي عاشق هم بودند اما وقتي بزرگ شدند ديدن هردوتا شون خروسن(نتيجه اخلاقي تا وقتي جوجه اي عاشق نشو
ای کاش کودک بودم ، تا هر وقت دلم می گرفت با صدای بلند گریه می کردم و داد می زدم تا همه درد مرا بفهمند
مصارف مهم اس ام اس در ايران : 1-پيغام هاي اورژانسي ( سر رات که داري مياي 2تا بربري بخر) 2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)" جيم درسته الاغ!" 3-پيغام هاي عاشقانه: "عزيزم ،قبل از خواب به ياد من مسواک بزن !" 4-جلوگيري از خشونت :"بدهکار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم "! 5-فرستادن جوک :"يه روز يه يارو مي ره سربازي ،دور کلاش قرمزي
عادت همه چيز را ويران مي کند واي به روزي که چيزي -حتي عشق-عادتمان شود.... عاشق کم است و سخن عاشقانه فراوان ديگر سخن عاشقانه گفتن،دليل عشق نيست وآواز عاشقانه خواندن،دليل عاشق بودن ولي اي دوست،تو نگاه عاشقانه ات راعاشقانه نگهدار و کلام ساده ي عاشقانه ات راخالصانه بگو و هميشه به ياد داشته باش شبه عشق در کنار عشق بوده.............
دوهفته اقامت دربهترین هتل ایران،دیدارخصوصی بادکتراحمدی نژاد،صبحانه کره محلی و عسل سبلان،ناهارآبگوشت بزباش،شام کباب بناب،حضوردرتمام بخش های خبری دنیا،یک دست کت و شلوار هاکوپیان،بلیط پرواز مستقیم به لندن،به اضافه دهها جایزه دیگر..کافی است یکبار به آبهای ایران تجاوز کنی
عزيزم مرا باور داشته باش ، حتي براي يک لحظه هم که شده قلب مرا با تمام وجودت حس کن ... بيا تا تنهايي دوباره به ويرانه دلم نيامده است ! تا تنهايي قاب خالي و بدون عکسش را در طاقچه قلبم نگذاشته است، تو بيا و قاب زيباي عکست را در آنجا بگذار
الهی! کریما گرفتار آن دردم که تو درمان آنی و بنده آن ثنایم که تو سزای آنی من در تو چه دانم تو دانی، تو آنی که گفتی من آنم،آنی
خدا ميدونه كه من :فقط تو رو دوست دارم, خدا ميدونه كه تو تنها عشق مني!خدا ميدونه كه فقط تو رو مي پرستم !خدا ميدونه كه من اين آف رو تا حالا واسه چند نفر فرستادم
اگرصدسال پس ازمرگم قبرم رابشکافي وهنوزقلبم وجودداشته باشدخواهي ديد که روي آن نوشته شده است فقط تورادوست دارم

از يه ديوونه مي پرسن چرا ديوونه شدي؟ مي گه: من يه زن گرفتم كه يه دختر 18 ساله داشت. دختر زنم با بابام ازدواج كرد. پس زن من مادرزن ِ پدرشوهرش شد. دخترِ زن من پسر زاييد كه داداشه من و نوه زنم بود پس نوه ي منم بود پس من پدربزرگ داداشم بودم.زن من پسري زاييد كه زن پدرم، خواهر نتيجه پسرم و مادربزرگ اون شد پس پسرم داداش مادربزرگش بود و من خواهرزاده پسرم شدم.......
عروسک یه موجود حرف گوش کنه که غم و غصه خیلیا رو تحمل میکنه و هم راز خیلی هاست
قلبم راتقديمت ميكنم تا بداني بي رياترينم اشكي براي اندوهت مي ريزم تابداني پر احساس ترينم شوق وصال حس غريبي است برايت ترسيم ميكنم حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم موجي از عشق را برساحل وجودت ميفرستم تا بداني عاشق ترينم وشعرم را تقديمت ميكنم تا بداني كه من ساده ترينم
خواستم تا بار ديگر داستاني بنويسم قلم نعره کشيد......کاغذ پاره شد....افکارم در هم شکست همه از من تقاضاي سکوت کردند قلم مي دانست که بايد شرح درد ها و غمها را به صورت کلمات نقاشي کند کاغذ مي دانست که در زير سطور غم و اندوه محو شود و.......افکارم ميدانست که از درهمي همانند زنجيري سر در گم مشوند ومن به جرات خاموشي را بر گزيدم اماااااااااااااااااااا چشمانم سکوت مرا با اشگ معاوضه کردند و قطره هاي اشگ و اندوه دل همانند غم باراني ارمغان کوير گونه ها شدند
كوچك كه بوديم چه دلهاي بزرگي داشتيم و اكنون كه بزرگيم چه دلتنگيم كاش همان كودكي بوديم كه حرفهايش را مي توان از نگاهش خواند اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد و دل خوش كرده ايم كه سكوت كرده ايم
خداوند هيچ موقع از توسوال نمي كنه چه نو ع ماشيني روندي؟ اما حتما از تو خواهد چند نفر پياده را به مقصد رساندي....... قابل توجه دخترها که هر چي بوق ميزني ناز ميکنن...... نميدونن هدف پسرها الهيه
خدايا شاهد تنهايي ام باش بين غم ها تنها ناجي ام باش پر پرواز من ديريست بسته تو بگشا و در آزادي ام باش اسير موج هاي تند خشمم تو آرام دل دريايي ام باش دل خسته خريداري نداره تو خواهان صفاي ذاتي ام باش در اين آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزاني هم باش
مگه ميشه تورو ديد و به ترانه نرسيد بگو ميشه تازه شد، ميشه تورو نفس کشيد مگه ميشه از تماشاي آتيش بازي گذشت بگو ميشه با تو تا آخر شعله ها دويد مگه ميشه تورو ديد و از سپيده پر نشد تورو ديد و از سف هاي نديده پر نشد تورو ديد و از حريق شاپرک حرفي نزد از هواي اين همه نفس بريده پر نشد آره ميشه،ميشه تا سقف ستاره رفت تا
ماهاتما گاندي ميگويد: هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك ميسازد:1-سياست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون كار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانيت 7- عبادت بدون فداكاري
محبت مثل يه سکه مي مونه که اگه بيوفته توقلک قلب نمي شه درش اورد اگر هم بخواي درش بياري بايد بشکنيش
هر اتفاقی که می افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسیله ای است برای آنکه خدا با ما حرف بزند و هنر زندگی دریافت پیام است
در درون دل آهي سرد دارم رخي پژمرده ، رنگي زرد دارم ندانم عاشقم ، مستم ، چه هستم همي دانم دلي پر درد دارم
